حقوق زن در جامعه

مقام و موقعيت زن در جامعة بشرى، ارج نهادن به او به عنوان ركن مهم خانواده انسانى، فرصت دادن به او براى اعمال اراده و نظر در مسايل شخصى و اجتماعى و رفع تبعيض هاى گوناگون در حقوق و امتيازات بين زن و مرد، مسأله يى است، كه در طول تاريخ بشرى همواره مطرح بوده است. زنان هميشه اين احساس را داشته اند، كه برخى از مردان، حقوق آنان را محترم نشمرده به منزلت انسانى شان كه همپايه مردان است، توجه نكرده به خصوص در اداره امور جامعه به آنها فرصت مشاركت و ابراز نظر و اعمال اراده را نداده اند؛ از دور ترين دوره هاى تاريخ تا عصر حاضر، هر وقت زنان فرصتى به دست آورده اند به وضع موجود و رواج هاى جارى حاكم برخود اعتراض كرده، خواستار رفع تبعيض بين خود و مردان شده اند. داستان هاى پراكنده يى كه از مراجعه برخى زنان به پيامبر اسلام (ص) در تواريخ نقل شده، حاكى از احساس عدم رضايت زنان از اين وضع و اقدام آنان براى اصلاح اين وضع است. در آن دوران كه روزنه يى به روى زنان گشوده شده و تعليمات و روش عملى پيامبر اكرم (ص) زمينه را براى تغيير طرز تفكر رايج و رفتار معمول با زنان ايجاد كرده بود، مى بينيم برخى زنان به طرق مختلف در مقام اعتراض به وضع حاكم بر آنها و گرفتن حقوق و اختيارات برمى آمدند؛ مثلا: در حديثى آمده است: كه دخترى خدمت پيامبر(ص) آمد و گفت: پدرم براى به دست آوردن اعتبار و حيثيت براى خود می خواهد مرا به عقد ازدواج پسر برادرش درآورد؛ بدون اينكه نظر مرا بخواهد. پيامبر(ص)  به او فرمود كه اختيار ازدواج با خود توست و میتوانى اين ازدواج را قبول نكنى، دختر گفت: عمل پدرم را تنفيذ میكنم و آن را میپذيرم؛ ولى خواستم بدين وسيله زنان بدانند، كه اختيار شان دردست پدران شان نيست. قرآن كريم، مرد و زن را از لحاظ خلقت از يک جنس و در اصل گوهر انسانى يكى مىداند. در هيچ يک از آيات مربوط به خلقت انسان اشاره يى به كامل تر بودن مرد و نقص و كمبود در خلقت زن ديده نمیىشود؛ چنانكه در آيت مبارک آمده است، ترجمه:»اى مردم، بپرهيزيد و بترسيد از خدايى كه شما را از نفس واحد آفريد و همسرش را نيز از او خلق كرد  و از آن دو، زنان و مردان زيادى را منتشر نمود...«

از نظر فضيلت و كرامت و دارا شدن ارزشهايى والاى انسانى و مقام معنوى و توانايى كسب صفات عاليه، در تعبيرات قرآن كريم تفاوتى بين زن و مرد ديده نمیىشود. در قرآن مجيد از مرد به عنوان پدر و از زن به عنوان مادر نام برده شده است و فرزند مكلف گرديده كه به آنها احترام بگذارد و نيكى كند. انسان موجود اجتماعى است كه هرگز نمیىتواند در تنهايى مطلق زنده گى نمايد و يک رابطه عاطفى بين انسانها بر قرار است. در واقع همين رابطه عاطفى انسان است كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مى يابد و نوع انسان را با مفاهيمى از قبيل حق فرزندان بر پدر و مادر، حق پدر و مادر برفرزندان، حق زنان بر شوهران، حق شوهران بر زنان، حق افراد برجامعه، حق جامعه برافراد و غيره آشنا مى سازد و مفهوم حق و وظيفه را در ذهن انسانها حک مى كند. نخستين حق دختران بر پدران و مادرانشان اين است، كه هرگز در ميان دختر و پسر طورى فرق نگذارند، كه دختر احساس تبعيض وخود فروتر بينى كند و اين تصور نادرست در ذهنش شكل بگيرد، كه اگر پسر مى بود از بسا امتيازها برخوردار مى شد، كه اكنون به دليل دختر بودن خود از آنها برخوردار نيست. امام غزالى در كيمياى سعادت حديثى از حضرت پيامبر اسلام(ص)  نقل مى كند: هركه از بازار نوبرى خرد و به خانه برد همچون صدقه باشد و بايد كه ابتدا به دختركند، آن گاه به پسر، هركه دخترى را شادكند؛ همچنان بــود، كه از بيم خداى بگريسته بود و هركه از بيم خداى  تعالی بگرید تن وی برآتش حرام شود.متأسفانه برخلاف اين دستور حضرت پيامبر(ص )برخي خانواده ها زنان و دختران از جهات مختلف معروض به تبعيض و تفاوت استند. هنوز تعداد كسانى هستند كه ميخواهند دروازه هاى مكاتب و مؤسسات علمى را برروى زنان ببندند و جامعه را از فيض استعداد زنان محروم نمايند. تجربه هاى فراوان علمى نشان مى دهد، كه زنان در هيچ رشته كمبودى و بى استعدادى نشان نداده اند و اساساً استعداد و ذكاوت ربطى به جنسيت زن و مرد ندارد. خوشبختانه قانون اساسى كشور حق تعليم و تربيه مساوى، حق مزد مساوى را در برابر كار مساوى و بالاخره حق رأى دهى، رأى گيرى و اشتراک در انتخابات رياست جمهورى و شوراها را براى زنان تثبيت نموده است. زنان مى توانند با استفاده از حقوق قانونى خود لياقت، استعداد وكفايت خود را در خدمت وطن و مردم خويش بگمارند و در پرتو مبارزات قانونى راه را به سوى جامعه يى باز كنند كه در آن هرگونه تبعيض نسبت به زنان از ميان رفته باشد. در جهان امروز حقوق زنان بخش انفكاک ناپذير حقوق بشراست و اگر زنان به حقوق مشروع و قانونى خود نرسند صحبتى از تأمين حقوق بشر نيز نمى تواند درميان بيايد. برخى از دستاوردهاى امروز زنان محصول تلاشهاى درازمدت جنبش هاى زنان مى تواند باشد. اين جنبش ها مايه آن گرديد كه روز هشتم مارچ به عنوان روز بين المللى زن شناخته شود. روز هشتم مارچ روزى است، كه زنان در گوشه، گوشه جهان با حقوق خود آشنا مى شوند و با قاطعيت برضد ازدواج هاى اجبارى و ديگر عنعنه هاى ناپسند و غير اسلامى دست و پاگير مبارزه مى نمايند. حق تعليم و تربيه مساوى و فارغ از تبعيض، حق رقابت آزاد در كسب مشاغل اجتماعى مناسب، حقوقى است كه زنان بايد در راه حصول آن مبارزه نمايند. زن به مثابه مادر در پرورش و تربيت افراد جامعه نقش بارز و اساسى دارد و داراى حقوقى است، كه دين مبين اسلام و قوانين نافذ كشور براىشان داده است و تمامى افراد جامعه مكلف اند تا رعايت آنرا وظيفه اساسى و مهم دانسته، در پيروى از آن غفلت ننمايند. زنان نبايد از تحصيل و ساير حقوق شان محروم شوند؛ زيرا همين زنان استند كه با تقديم فرزندان شايسته، چون علما، دانشمندان، مخترعان و مكتشفان در رفاه و آبادانى جوامع، نقش سازنده يى را ايفا مى كنند. ملت افغانستان، ملت آزاده و مسلمان است بايد كه با پيروى از ارشادات الهى كه مى فرمايد: با زنان رفتار نيک كنيد و با پيروى از پيامبر خدا كه احترام و اكرام كننده گان زنان را كريم و بخشنده و اهانت كننده گان زنان را نكوهش نموده اند؛ زنان را احترام كنند و حقوق شان را در عرصه هاى مختلف مراعات نمايند؛ همچنين افغانستان كه عضو جامعه جهانى و سازمان ملل متحد بوده و كنوانسيون رفع كليه تبعيضات عليه زنان را از طرف مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تاريخ 18 دسامبر 1979 ميلادى به تصويب رسيده است امضاء نموده؛ بنابراين دولت افغانستان با در نظر داشت ملحوظات فوق حقوق زن را بايد در كشور تأمين كند. آيا مى دانيد پيوستن و ايمان آوردن به دين مبين اسلام كه امروز بيش از هزار مليون در جهان هوا خواه دارد، آغازش از كدام فرد بود؟ پذيرفتن دين مبين اسلام از يک زن شروع شد. مادر مؤمنان بى بى خديجه نخستين كسى است كه قبل از هركس شايسته گى دريافت تبليغ پيامبر بزرگ اسلام را داشت و از اينرو نخستين فرد مسلمان در جهان به شمار مى رود و آيا مى دانيد كه نخستين شهيد در اسلام كى بود؟ باز هم او یک زن بود یعنی سمیه مادرعمار بن ياسر.باز هم او يک زن بود.

اسلام به زنان خدمات شايانى كرده است. اسلام در آغاز طلوع خود، يكى از برنامه هاى اساسى اش را بر مبناى بازستاندن حقوق از دست رفته زنان قرار داد. پيامبر(ص)  به ياران خود پيوسته در مورد زنان سفارش مى كرد، زنان را امانت خدا مى خواند و مى فرمود: زنان در نزد شما امانت خدایند، احترام آنان را نگه داريد. آرى! زنان تحت حمايت پيامبر خدا، اين چنين پروبال  گشوده بودند، آن هم در روزگارى كه غالبا مى دانيم تا چه اندازه زن در جزيرة العرب خوار و بى مقدار انگاشته مى شد، دختران را زنده به گور مى كردند و شبانه به اين كار دست مى زدند تا مبادا، همسايه از وجود دخترى در خانه همسايه ديگر آگاه شود. آخر وجود دختر در آن محيط، ننگى بزرگ به شمار مى آمد. در چنين شرايطى بود، كه ناگهان زن از جاى برخاست و پيشتاز و پيشگام در تحول سرنوشت ملتى عظيم شد. آيا اين امر، جز نتيجه بركات تعاليم اسلام در خدا پرستى و ايمان و توكل به خدا بود؟ پس بر دولت افغانستان و در مجموع ملت مسلمان افغانستان است تا به پيروى از دين مبين اسلام و ارشادات الهى و نبوى، حقوق زنان را مراعات نمايند و فرصت آن را مساعد سازند تا زنان در عرصه هاى مختلف نقش سازنده شان را ايفا نمايند و جامعه را به سوى رفاه و ترقى رهنمون شوند. كنوانسيون رفع هر نوع تبعيض عليه زنان در 18 دسامبر 1979 طى قطعنامه مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيد و در سوم سپتامبر 1981 لازم الاجرا شد. مسأله تساوى زن و مرد از جهات مختلف و رفع هرگونه تبعيض بين آنان در برخوردارى از مواهب زنده گى و حقوق اجتماعى و سياسى در همه اسناد حقوق بشر سازمان ملل متحد، منشور ملل متحد، اعلاميه جهانى حقوق بشر، ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى، ميثاق بين المللى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و... مطرح شده و مورد تاكيد قرار گرفته است. بر اساس آخرين آمار منتشره از سوى سازمان ملل تا سال 1995 در حدود 139 دولت به اين كنوانسيون پيوستند و تعداد 7 دولت آن را امضاء كرده اند، كه شامل امريكا، افريقاى جنوبى، سويس، لستو، افغانستان، بوليوى و ساحل عاج مى باشن.