زنـــان درگــــذرزمــــان

چشم اندازی برجایگاه تاریخی زنان!                                                                                         

mowa
   نویسنده: نجلازمانی

زنان حقایقی هستند که همواره در درد آوری مسیر تاریخ، در هر اجتماعی به عنوان نیمی از پیکره و قشر پرمسوولیت و ستمدیده، هم ماجراهای غمگین و در داوری را به نام خود رقم زده اند و هم در داستانها و تاریخ برخی کشورها قهرمانان واقعی محسوب شده اند. در مسیر تحولات تاریخی به زنان تاریخ سازی برمی خوریم که نام آور، ادیب، مدیر، مدبر، تاجر، مخترع، هنرمند، کارآفرین، قدرتمند، پرنفوذ، بهترین سیاستمداران تاریخ جهان ویا هم جنگ آور بوده اند و هرگاه لازم بود وارد میدان جنگ شده اند. به اهداف خود نایل آمدند، درخشیدند و نامی از خود بر صفحه تاریخ جهان ماندگار ساختند. این سرگذشت ها مختص به یک کشور و یا یک قاره نبوده بلکه تمامی جوامع انسانی را شامل می شود.

اما اگر نگاهی عمیق تر به نقش و جایگاه دیرینه زنان درطول تحولات تاریخی جهان انداخته شود. می بینیم که زنان همیشه درجایگاهی که شایسته شان باشد نبوده و این نقش ها دربرخی کشور ها به خصوص کشورهای جهان سوم در مسیر تاریخ گاهی به دلیل لشکر کشی ها، جنگ ها و نابسامانی ها پررنگ و گاهی کمرنگ و حتا بعضی وقت ها محو می شود. از این رو باید گفت نقش زنان درسیر تحولات تاریخی درهر دوره ای زوایای تاریکی دارد.

به طور کلی نقش زنان را از لحاظ تاریخی می توان به دوره های قبل از اسلام وبعد از اسلام تقسیم بندی کرد.

نقش زنان در جوامع قبل از اسلام

زن در جامعه قبایلی:

نقش زنان  درمیان ملت های قدیمی و باستانی نقش خدمت به خانه، اهل خانه و زاد و ولد بود. به طور کل نقش شان به حساب نمی آمد و برخورد با زن برخورد احترام آمیز و انسانی نبود زیرا برخورد اجتماعی شان نه برمبنای دین بود، نه قانون. زن حتی درخانه پدر نیز تا زمانی که ازدواج میکرد همین نقش را داشت که البته ازدواج هم به اختیار خودش نبود بلکه به دستور پدر بود و بعد از ازدواج هم مطابق میل و دلخواه همسرش زندگی میکرد. زن باید مطیع و فرمانبردار فرامین مرد می بود. زن از نگاه و گمان جوامع قبایلی و مردسالاری بیشتر از شی نبود، چنانچه حتی آوردن فرزند دختر برای خانواده ها درعصر جاهلیت ننگ محسوب می شد به کدامین جرم و گناه؟ معلوم نبود، مرد میتوانست بر زن هر گونه ظلم و ستمی روا دارد. مرد می توانست زن را از خانه اش بیرون کند و حتی درصورت ارتکاب جرم می توانست او را بکشد.

زن درجامعه های پیشرفته سلطنتی:

در برخی کشور ها شیوه زندگی زنان زنان اشراف، با شیوه زندگی زنان عوام متفاوت بود. زنان اشراف، طبقه خاص از اجتماع بودند. روش زندگی زنان درجامعه های سلطنتی، مثل؛ مصر، هند، چین، ایران و همچنین درجامعه های متمدن دیگری مثل؛ یونان و روم متفاوت تر بود، زیرا شیوه زندگی شان براساس حکومت، قانون و اصول استوار بود. دراین جوامع وضعیت زندگی زنان کمی بهتر شد و به طور کلی زن از مالکیت محروم نمی شد، اما به طور کامل آزادی نداشت و پدر و برادر بزرگتر یا همسر بروی حاکمیت مطلق داشتند. در برخی جوامع، زن خویش  رسمی و قانونی شمرده نمی شد و حتا از ارث هم محروم بود در این جوامع هم زن را شوم می دانستند و اگر مورد تجاوز وظلم قرار می گرفت حق مراجعه به محکمه و شکایت یا دفاع از خود را نداشت وحق نداشت شهادت دهد.

زن در جوامع دینی:

درجوامع دینی تحریف شده نیز به زنان روی خوش نشان داده نمی شدو کسی حقوقی برایشان قایل نبود، در مجمع روحانی برخی کشور ها که چند سال پیش از بعثت رسول گرامی اسلام( ص) منعقد شد، پس از بررسی های کامل حال زنان، حکم صادر شد که زن انسان است ولی برای خدمت مرد آفریده شده است حتی برخی براین تفکر بودند که زنان باید شوهران خویش را همانند خدا اطاعت کنند. به زن اجازه داده نمی شد که درس بخواند یا تدریس کند، بلکه باید دائم درسکوتی مطلق به سربرد.

نقش زنان در جوامع بعد از اسلام:

اما پس از اینکه خورشید اسلام سرزد، جهان آن روز جز افکار نادرست، خرافاتی و رفتار خشونت آمیز و ظالمانه در برابر زنان چیز دیگر نداشت و زن همان موجودی بودکه به خدمتگذاری مرد آفریده شده بود. اسلام شدیدا ً با افکار و ذهنیت های منحرف شده بشر آن روز مخالفت کرد. کرامت انسانی زن را به رسمیت شناخت و برای زن حقوق مقرر فرمود. زن و مرد واحد حقیقی را تشکیل دادند و هویت زن به رسمیت شناخته شد.

اما در این دوره هم بودند و هنوز هم هستند کسانی که به جایگاه شامخ زنان در خانواده و اجتماع پی نبرده اند و تفکرات و عقاید شان مخالف قرآن و اسلام می باشد. این دسته چون درک و فهم غلط و نادرست از اسلام و قرآن دارند و ذهن شان بیشتر درگیر احادیث تحریف شده دینی و فتواهای صادرشده است نه دساتیر و آیات قرآنی. از این رو به خود اجازه می دهند؛ به زنان ظلم و ستم روا دارند و ارزشهای انسانی زن را نادیده گرفته و درخیال واهی می پندارند رفتار و آعمال شان مطابق دساتیر و آیات الهی است. غافل از آنکه تمام اعمال و تفکرات شان کاملا ً مغایر اصول اسلامی و انسانی است. از این رو می توان گفت همین گونه رفتار ها خشونت آمیز با زنان باعث شده تا برخی جوامع از اسلام و مسلمان در رعب و وحشت باشند.

با توجه به وقایع تاریخی پیش از اسلام، می بینیم که به زنان درطول تاریخ همیشه به چشم یک موجود خوار و ضعیف نگریسته شده است. دراجتماعات وقت حضور زن حضور موثر و مفیدی به شمار نمی رفت، زن استقلال و آزادی نداشت براین اساس زنان هم با توجه به همین دیدگاه های نادرست و خرافی به مرور زمان نمی توانستند برای خود هیچگونه شخصیت اجتماعی تصور نمایند. همچنان درطول تاریخ شاهد هستیم اغلب اوقات گروه ها و دسته هایی که وابستگی زیادی به غیر ارزشها داشتند و تغییرات اجتماعی را نمی پذیرفتند و نیز کسانی که دیدگاه زن ستیز داشتند مدام درحال لشکر کشی و نبرد بودند که این خود می توانست مانع رشد و پیشرفت زنان هم درخانواده و هم دراجتماع وقت باشد و باعث شد که به نقش زنان در ایجاد تمدن و بیان جایگاه شایسته شان در طول تاریخ ضعیف تر نگریسته شود.

با این همه اگر چه نقش زنان درفرهنگ جنگ آوری کمتربوده و دیدی ضعیف نسبت به حضور شان دراجتماع و خانواده وجود داشت. اما زنان درهر دوره ای تاریخی یا به صورت مستقیم یا به صورت غیر مستقیم توانسته اند در رساندن پادشاهان به قدرت و پیشبرد امورشان درسطح مملکت در مسیر تاریخ دخالت و سهم داشتند.

منبع: فصلنامه بانو