دلایل افزایش طلاق و راه حل های آن                                                                                                              

مقدمه:

دلایل طلاق چیست و چه عللی سبب شکست زندگی مشترک می‌شود؟ یکی از مشکلاتی که جامعه امروز با آن روبروست و مشکلات بسیاری را برای افراد و در نتیجه جامعه ایجاد کرده است، گسیختگی خانواده و طلاق است. زن و شوهر با ازدواج اساس خانواده را بنا می گذارند، یعنی پیوندی که درآن زوجین متعهد می شوند وظایف عاطفی، اقتصادی، اجتماعی و تربیتی خویش را بطور متقابل انجام دهند، هیچ جامعه ای بدون داشتن خانواده سالم، قادر نیست در خصوص سلامت ادعایی کند و هیچ یک از آسیب های اجتماعی بدون تأثیر پذیری از خانواده پدید نیامده است، یکی از مهمترین آسیب های خانوادگی طلاق است، طلاق در جامعه به مثابه تزلزل اجتماعی و بی ثباتی است که این امر احتمال دارد به کم بها شدن خانواده و ارزش های خانوادگی منجر شود و افزایش آسیب های اجتماعی از قبیل اعتیاد، الکول، و انحرافات جنسی را پدید آورد، این مسئله در جامعه در حال گذار افغانستان که هنوز ارزش های سنتی تا حدود زیادی برآن حاکم است، بصورت جدی تری خودرا نشان می دهد. زیرا این ارزش های طلاق و جدایی رسمی زن و شوهر را امر قبیح و نادرست قلمداد و ادامه زندگی را با هر شرایطی تأیید می کند. طلاق یک پدیده اجتماعی با پیامد های منفی اجتماعی- اقتصادی و روان شناختی است، نرخ طلاق در سالهای اخیر در بسیاری از کشورها از جمله افغانستان افزایش چشمگیری یافته است، بررسی دلایل طلاق می تواند به عنوان نخستین گام در جهت پیشگیری از این واقعه آسیب زا باشد.

تعریف طلاق: طلاق  :ریشه عربی طلاق به معنی " گشودن گره" " رهاکردن" است، اما در اصطلاح این واژه عبارت است از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر و درفقه اسلامی " زایل کردن حق ازدواج با لفظ مخصوص" تعریف می شود.

1)طلاق عبارت از انحلال رابطه زوجیت در حال وآینده، بین زوج وزوجه، به الفاظ که وقوع طلاق صراحتاً از آن افاده شده بتواند

(2)طلاق از جانب زوج يا محكمه با صلاحيت بدرخواست زوجه مطابق به احكام اين قانون صادر ميگردد.

اغلب این پدیده را راه حل رایج وقانونی\، عدم سازش زن وشوهر، فرو رفتن ساختار زندگی، قطع پیوند زناشویی، اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند. درحقیقت همان گونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قرارداد های رسمی و اجتماعی برقرار می شود، چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و ...  با یکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی ازهم جدا می شوند

دلایل افزایش طلاق:

درپیدایش معضل طلاق عوامل شناخته وناشناخته ای دست بدست هم داده وموجب نا ساز گاری زناشویی وانحلال خانواده وبا رفتن نرخ طلاق در جامعه می گردد. در یک چارچوب کلی عوامل موثر برطلاق را می توان به عوامل زیستی (عدم تناسب سن ازدواج، بیماری، نازایی)، عوامل اجتماعی وروانی_ اجتماعی ( احساس نارضایتی) ناهماهنگی میان زوج ها، فشار های عصبی وخشونت، عوامل اقتصادی(فقر، فقدان منابع وامکانات) وعوامل فرهنگی تقسیم کرد.

۱) مشکلات اقتصادی و مالی: تجمل گرایی وبالا بودن سطح توقع زوجین در ابتدای زندگی وبسند نکردن به اقل ها می تواند تشدید شرایط بد اقتصادی منجر شود، مشکلات مالی اعتماد به نفس مردان را پایین می آورد و موجب افسردگی آنها میگردد و گاهی برای فرار از این مشکلات به اعتیاد رو می آورند. زنان نیز با وجود مشکلات مالی نسبت به زندگی مشترک بی انگیزه تر می شوند که این زمینه ساز برای طلاق می گردد.

۲) بیکاری: یکی از عوامل اقتصادی موثر بر اختلافات خانوادگی پدیده بیکاری است، زیرا بیکاری سبب فقر، نابرابری درآمد، مهاجرت، اختلافات خانوادگی و...می گردد.

۳) تغییرات اجتماعی و فرهنگی: درتغییرات اجتماعی دو عامل تغییر نقش زنان و نقش فناوری های ارتباطی موثر است، زنان خواهان تغییر نقش خود در جامعه و حضور فعال تر هستند و به این امر انگیزه نشان می دهند، رمز پایداری زندگی زناشویی دراین تغییرات ایجاد تعادل میان فعالیت های بیرون ازخانه و نقش های مادری و همسری برای او است، یکی از مهمترین ضعف ها در مهارت های زناشویی زوجین، طلاق و عدم درنظرگرفتن تفاوت های زنان و مردان است.

۴) کمرنگ شدن ارزش های مذهبی و سنتی: ارزش های مذهبی ضامن پایداری ازدواج است و آمار طلاق در زوجین مذهبی پایین تر می باشد، ارزش های مذهبی مانع از طلاق شامل ایمان به خداوند، قداست نهاد خانواده و ازدواج در دین، رعایت ارزش های اخلاقی مانند تعهد، توکل به خداوند، بخشش نسبت به همسر و تحمل سختی های زندگی است.

۵) عوامل فردی یا شخصی: اختلالات روانی و شخصیتی مانند بیماری روانی همسر، عدم توانایی کنترول هیجانات منفی همچون خشم و عصبانیت

۶) سن: ازدواج در سن پایان احتمال طلاق را افزایش می دهد، زوجینی که در سنین پایین ازدواج می کنند با دلایلی مانند فرار از خانه پدری، نگاه احساسی تر نسبت به زندگی مشترک، عدم بلوغ عقلانی، عدم استقلال مالی و عاطفی از خانواده، ازدواج تحمیلی ازدواج های ناپایداری هستند.

۷) خیانت های زناشویی و انحرافات اخلاقی: خیانت های زناشویی ازدواج را بیمار می کند و سلامت زندگی زناشویی را به خطر می اندازد، خیانت های زناشویی دارای پیامدهای هیجانی منفی قوی برای هردو جنس است.

۸) اعتیاد به مواد مخدر والکل: تأثیر ویران گر اعتیاد در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۴ انجام داده شد، نشان دهنده آن است که آمار طلاق در افراد معتاد ۱۵.۵ درصد می باشد

۹) مداخله ‌کردن سایر افراد خانواده میان زوجین که بعضاً مشکل ساز می گردد

۱۰) جروبحث های مداوم برسرموضوعات مختلف

۱۱) -عدم توانایی برقراری ارتباط موثر و عدم سازگاری زوجین

تدابیراسلام برای پیشگیری از طلاق:

الف) درآموزه های دینی طلاق به شدت نکوهش شده است و باتعبیر همچون" ابغض الحلال" ودر باره اشخاص که با اصلاح وبرطرف نمودن اختلافات خانوادگی مانع فروپاشی آن می گردندوبقای آنرا فراهم می کند نیکو ترین تعابیر بکار گرفته می شود.وهمچنان تأکید اسلام برحفظ پوشش مناسب برای زنان ومردان در برابربیگانه، پرهیز از اختلاط بین زن ومرد بیگانه، که هدف آن ایجاد امنیت ومصونیت است.

ب) وضع موانع وبه تعویق انداختن طلاق به هنگام بروز اختلافات است از طریق

 ۱- وضع قانون حکمیت، این قانون بیش از هر چیز به دوام وقوام خانواده توجه دارد

۲- عده برای زن مطلقه، تدبیری دیگری است برای تأمل درزندگی برای واقعه طلاق .

راهکارهای پیشنهادی مقابله با طلاق

  • مشاوره دادن به افراد خواهان ازدواج.
  • آگاهی دادن درباره جنس مخالف.
  • اطلاع رسانی در باره ازدواج و زندگی مشترک از طریق رسانه ها.
  • قرار دادن جوانان تحت آموزش های قبل از ازدواج.
  • توجه به مسایل دینی و معنوی در انتخاب همسر.
  • مشورت گرفتن از خانواده و اطرافیان برای انتخاب همسر.
  • ساده زیستی.
  • فراهم نمودن زمینه اشتغال مناسب.
  • یادگیری مهارت های ارتباطی با همسر.
  • یادگیری مهارت های حل مسئله به روش معقول.
  • توجه به اختلاف سنی و طبقه اجتماعی – اقتصادی برای انتخاب همسر.
  • ایجاد تنوع در زندگی و سعی در ازبین بردن روند یکنواخت زندگی.
  •  تفاهم میان زوجین و داشتن احترام متقابل
  • رضایت هردو طرف در ازدواج .
  •  ایجاد مراکز مشوره‌دهیِ رایگان برای حل و فصل مشکلات خانواده‌گی
  • جلوگیری از ازدواج‌های اجباری و زیر سن.
  • میانجگری میان طرفین قبل از واقعه طلاق

درنتیجه برای رسیدن به این جامعه ایدآل لازم است خانواده که عنصر تشکیل دهنده جامعه است، باید سالم باشد. هرگونه اختلال در این کانون گرم یااز هم پاشیدگی آن، جامعه را مختل می کند، درنها یت آموزش و آگاهی دادن به زمینه ازدواج و لزوم شناخت یکدیگر از راه های اصلی برای جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده ها می باشد. وباید چند اصل اساسی را رعایت کرد، اینکه  برای شناخت طرف مقابل به اندازه ی کافی وقت صرف کرد. لازمه ی آن هم ابتدا شناخت دقیق از خود است. اگر نیازها و خواسته ها و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید، بهتر می توانید انتخاب کنید. باید توانایی حل مسئله را داشته باشید و مهارت گوش دادن، مهارت گفتگوی سازنده و هدفمند را پیدا کنید. سعی کنید هرگز برای همدیگر تکراری نشوید. رابطه ی زناشویی مثل یک موجود زنده، نیازمند رسیدگی است. باید آن را با عشق آبیاری کرد و گاهی شاخه های خشک و زائد آن را هرس نمود. اجازه ندهید که دیگران سکان زندگی تان را در دست گرفته و آن را به میل خود هدایت کنند. اجازه ندهید که مادر و پدروسایر وابستگان شما از مقام یک مشاور آگاه و دلسوز به مقام یک هدایت گر ارتقا یابند. هیچ چیز نباید در زندگی مشترک مهم تر از زندگی مشترک تلقی شود. این هیچ چیز می تواند شامل شغل، فعالیت های جانبی، سفر، علایق شخصی و هر چیز دیگری باشد.

نکته ی مهم دیگر آموزش مهارت های زندگی و مهارت های همسرداری به جوانان است. باید جوانان ما این نکته را بدانند که تفاهم به معنای یک شکل بودن نیست، تفاهم قدرت تحمل افراد با ویژگی های متفاوت است.

 نویسینده:  فاطمه نجیبی زاده