در میان مردم ما بیشتر عادت برینست که در هنگام یاد کرد از زنان اصطلاح  سیاه سر را به کار می برند، این کار برد نه تنها ویژه مردانست، بلکه بیشتر زنان ، حتی برخی از زنان تحصیلکرده و چیز فهم نیز چنین تعبیری را از زنان به کار می برند. به گونه نمونه : مردی میخواهد از رفتن مادر، همسرو دخترش به مهمانی سخن بگوید، این مطلب را چنین بیان میکند: سیاه سران ما به مهمانی رفتند برخی از زنان، مثلا ً وقتی میخواهند این موضوع را بیان کنند که : " این چوکی برای خانم هاست " چنین میگویند:" این چوکی برای سیاه سرها است."

اصطلاح " سیاه سر" واژه آمیخته ایست از دو کلمه " سیاه " و " سر " که حاصل معنای آن تیره روز، شوم پی و نامیمون است:

این تعبیر را دو دسته اشخاص به کارمی برند:

دسته نخستین: کسانیکه آگاهانه و عمدی به اساس همان دید زن ستیزانه شان که حقی به زن قایل نیستند و آنان را در مرتبه فروتر از مردان قرار میدهند، انانیکه سده ها و سالیان دراز جفاهایی گوناگون برزنان روا داشته اند یا از این جفاها سرسختانه پیشتیبانی کرده اند.

دسته دوم : کسانیکه نا آگاهانه بدون توجه به مفهوم این تعبیر به تقلید از زبانزد عامه اصطلاح " سیاه سر" برای زن به کار میگیرند، بی آنکه بیاندیشند، چه میگویند؟

اکنون درنگی شتابزده ای برین اصطلاح نماییم و ببینیم که کار برد و تعبیر " سیاه سر " برای " زن " در ادبیات دینی و کلتوری ما آیا کمترین توجیهی یافته میتواند یانه؟

در فرهنگ اسلامی:

  • مبدأ پیدایش تمام انسان ها توسعه نسل بشراز دو انسان نخستین " آدم و حوا" یا یک مرد و یک زن است که اگر یکی ازین دونمیبود، اصلا ً نسل بشر در روی زمین وجود نمیداشت.
  • خداوند در قرآنکریم میفرماید " ای مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را به گروه ها و قبیله های گوناگون پدید آوردیم تا همدیگر را بشناسید؛ حقیقت اینست که گرامی ترین شما نزد خداوند کرامت و تقوا را در پیوند با برتری با تصریح ذکر مرد وزن بیان فرموده، بدون شک حکمت آن تأکید بر رفعت انسانی مقام زن ومرد هم دوست، نه بر بنیاد تنزیل مقام زن یا مرد.
  • پیامبرخدا حضرت محمد(ص) فرموده اند" بهشت زیر قدم های مادران است" بهشت که جایگاه مردان خدا ونکو کاران است، جایگاهی رفیع و والا در زیر قدم مادر قرار دارد که زن است. در احادیث نبوی (ص) این امتیاز بیمانند برای هیچ مردی به هیچ عنوانی داده نشده است که آنحضرت بهشت را در زیر گام یک مرد نهاده باشد.
  • همسران پیغمبر خدا یک منبع بزرگ دریافت احکام شریعت اند. پیامبر خدا(ص) تاکید فرموده اند که احکام دین تانرا از قرآن وخانواده من فرا گیرید! میدانیم که پس از رحلت آنحضرت (ص) خانواده باقی مانده از ایشان، خواه همسرو خواه فرزند همه از جنس زن بوده اند.
  • نخستنین کسیکه پیامبری حضرت محمد رسول الله (ص) را تصدیق کرد وبراو ایمان آورد یک زن بودکه بی بی خدیجه کبرا نخستین زن مسلمان است.

زنیکه نه تنها به پیغمبر ایمان آورد، بلکه از جوانب مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی روحی و روانی به حمایت و تشویق او همت گماشت و در آغازین لحظات فرود آمدن وحی که پیامبر از ترس به شدت میلرزید، سخنان تسلی بخش و نوازشگر او بود که سبب استواریی دل و ران پیامبرعیله السلام گردید.

در فرهنگ مردم و عنعنات جامعه ما:

  • مادر واژه متبرک وخجسته ایست که هرکسی داشتن حرمت مادر را وجیبه وجدانی و کلتوری خود میداند. هر مرد و زنی که در حیات اجتماعی و فردی به هرسعادت و مرتبتی که نایل میشود، هسته و سرچشمه آنرا از آغوش پرفیض مادر می یابد. ابن سینای بلخی بلند ترین ستیغ سلسله کوه دانش و نگارنده بیش از یکصد وپنجاه اثر گرانسنگ روز گاری با دست وپای ناتوان و زبانی بسته چشم نیاز به چشمان مادرش (ستاره) دوخته بود و از آغوش رحمت او به سوی شهرت و آوازه برخاست. آزاده مرد خدا دان و عارف نامدار شیخ بایزید بسطامی همه سعادت های دو جهانی خود را ارمغان عنایت یک قطره اشک مهر مادرش میداند.
  • خواهر در عرف مردم افغانستان واژه باشکوهیست که مفاهیم مهربانی، پاکدامنی، صداقت و اعتماد درآن  نهفته است. وقتی مردی، دختر یا زنی را خواهر خطاب میکند، دیگر پای هرنوع کج اندیشی و خیانت قطع میشود و الماس صفا و اعتماد به درخشش میآید. همچنان که درمعنای خواهر مهربانی و عاطفه با تمام پهنا و ژرفایش غنوده است.
  • درعنعنه ما، از زن، خواه مادر و همسر، خواه خاله و عمه، یا همسایه، هم محله و هموطن به ناموس  تعبیر میشود. مفهوم عنعنوی ناموس، همان چیز محترم و متبرکیست که برای بقا، سلامت ومصؤونیت آن از همه چیز حتی از جان شیرین باید گذشت و از همین سبب همواره واژه ناموس دین ووطن به کار برده شده وگفته میشود: ما در راه حفظ دین، وطن وناموس سرمیدهیم همانگونه که بسیاری از اشخاص به مادر و به ناموس سوگند یاد میکنند، یعنی واژه مقدس و مورد احترام طرف مقابل را ذکر می نمایند، تا گفته شان را بی شک و تردیدی بپذیرد.
  • درآیین نکاح بندان، لحظاتیکه دختری به عنوان عروس به خانه داماد میآید، خانواده داماد مقدم او را چنان گرامی میدارند و به نحو اراد تمندانه ای آمیخته از رنگ آسمایی و اخلاص پذيرايي میکند که گویی فرشته ای از آسمانها فرود آمده است. همچنان که پیراهن و پوشاک او را به گونه فرشته گان می آرایند و فال های خوشبختی و بهروزي خانواده را به نخستین گام های خجسته او پیوند روحانی و معنوی می زنند.
  • مردم ما برین باورند که : مرد تا زمانی که ازدواج نکرده است، ناقص و نیمه یک انسانست، مفهوم این پندار اینست که بسیاری از کمال انسانست، درخششهای مرد در زنده گی اجتماعی اش مرهون توجه و مواظبت همسراوست. پس کدبانوی خوب برای شوهرش شریک زنده گی، مربی و آموزگار بخشی از زنده گی اوست.

سخن در ین دو عرصه؛ دین وعنعنه بسیاراست، ما ناگزیریم برای رعایت گنجایش جایگاه سخن به همین نمونه ها بسنده کنیم.

ازین مثالها ییکه مشت نمونه خروار و برگی از درخت اند درمی یابیم که: بار معنایی  سیاه سر یعنی نگون بخت و شوم پی با این باور های بنیادی و عام جامعه اساسا ً ساز گاری ندارند. آیا سزاوار است که مادر را سیاه سر یعنی بدبخت گفت و آیا زیبنده است، موجودی را که مظهر رحم، رقت و عاطفه است، و آنانی را که از قتل، شكنجه و آزار رسانی بیزار بوده پیشتیبانی صلح و آسایش اند بدبخت و بدشگون بنامیم و این شاهکار آفرینش و بنده گان بی آسیب پروردگار را با تعبیری چنین بدبینانه  و ظالمانه از لحاظ روانی تلقین وحقارت کنیم تامجال آنرا نباید که دوشادوش مردان بر سرسفره حقوق طبیعی و اسلامی اش حضور یابد؟

پس نتیجه می گیریم که اصطلاح سیاه سر با معنا های حقار تبارش بنیاد و انگیزه دینی یا عنعنوی ندارد، جزآنکه نمونه ایست از درشتی و خشونت با زنان که در زبان عامیانه متأسفانه تبارز کرده است.

با دقت در سرچشمه این اصطلاح میتوان به این پندار دست یافت که بارهای نخستینی که این تعبیر برای زنان به کار برده شده هدف والایی در عقب آن وجود داشته است که در اصل ترکیب زیبا و شایسته سیاه سراست. زیرا در مفهوم و مدالول این ترکیب مهربانی و غمخواری نهفته است. مادر مهربان برای فرزندش سقفی از رحمت است، بانوی خوب برای شوهرش چتر مهرووفاست که در سایه آن آرامش و سعادت می یابد. دختر مهر ورز و رووف با نثار صحبت ها برای پدر بیمار و کهنسالش، عروس پاکدل و عطوف برای خسرو مرد وزن خانواده اش سایه رحمت و شفقت است. به هیمن سان مادر کلان، خاله و عمه زنانی اند که در عرف دین وفرهنگ ما نماد های مهر و محبت اند  سایه سرنیز همین مفاهیم را می رساند، مگر به بزرگان خود نمی گوییم که خدا سایه شما را از سرما کم نکند؟ یعنی از محبت، لطف و نوازش شما بی بهره نشویم.

در فرجام این نگاشته میتوان مدعی شد که تعبیر اصلی و نخستین از زن همان سایه سر است و بعد به اثر تسلط روز افزون ذهنیت های زن ستیز ومخالف حقوق انسانی و اسلامی زن به سیاه سر تحریف داده شده و به تدریج نا آگاهانه از سوی عام مردم به محاوره روز راه یافته و دوام پذیرفته است.

  بنابراین زن سایه سر است نه سیاه سر.