مقدمه

جهان امروز با کنش های ناشی از بحران های اقتصادی، فرهنگی، فومی و سیاسی که خود را به صورت های گوناگون نشان می دهد. همراه است. در جوامعی که غلبه بر بحرانها هدف تمامی سیاست گزاران می باشد، توجه همه جانبه به مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، سیاسی در دستور کار قرار می گیرد زیرا در عمل ثابت شده است بی اعتنایی به این نیرو برشدت بحرانها افزوده است و علت عقب ماندگی زنان جهان این است که زنان محدودی فعال هستند، عده یی هم کوشش می کنند که فعال باشند و عده بسیاری در حالت انفعال وضعف به سرمی برند و می توان گفت که آنان حتی  شناخت لازم را نسبت به حقوق خود ندارند، ارزش آزادی را نمی دانند و هیچگونه مهارتی ندارند در حالی که خداوند تعالی فرموده است. که زنان باید فعال باشند چنانچه خداوند در قرآن عظیم الشان از مردم سخن می گوید از ناس، از روح صحبت می کند و از این که تفاوت ذاتی بین زن و مرد وجود ندارد.

دین اسلام زنان را ازحقوق زیادی بهره مند ساخته است و میان زنان و مردان هیچ گونه تفاوتی قائل نشده است. اگرتقاوت هایی از این حیث در دین اسلام مشاهده می شود، به منزله امتیاز و رجحان حقوقی مردان نیست بلکه اسلام خواسته است بدون آن که به تساوی حقوق مردان و زنان خللی وارد گردد از تشابه حقوق آنان اجتناب نماید.

دراین جزوه، ما به بررسی مختصر دیدگاه اسلام و قوانین افغانستان در مورد مشارکت و حقوق اجتماعی زنان پرداخته از این دیدگاه مواردی را در تفاوتهای زن و مرد یاد آورمی شویم.

مفهوم مشارکت اجتماعی

مشارکت عبارت است از درگیری فکری و احساسی یک شخص در یک وضعیت گروهی. این در گیری، شخص را تشویق می کند تا به همه هدفهای گروهی کمک کند و در مسئولیت آنها سهیم باشد. ونیز اشتراک کم بیش آشکار در حیات اقتصادی، فرهنگی، مسئولیتهای سیاسی، مدنی، و غیر ه را دربردارد. از حق مشارکت اجتماعی باید تمام افراد جامعه بر خوردار باشند و همه به طور مساوی از آن استفاده نمایند. اما زنان در کسب حقوق اجتماعی خود با مشکلاتی روبروهستند. گرچه این حقوق دردین اسلام و همچنین، قوانین بین المللی بر شان داده شده است. چنانچه دین اسلام زنان را از هیچ نوع فعالیت های اجتماعی منع نکرده است و حتی در بیعت، جهاد، جنگ، تجارت، و سایر فعالیتها اجتماعی زنان عملا ً سهم داشته اند.

از نظر سازمان ملل، توسعه اجتماعی، افزایش ظرفیت نظام اجتماعی، مطلوب تر است. در فرآیند توسعه، انسانها اعم از مرد و زن برای تحقق توسعه؛هم ابزاروهم هدف هستند. نقش زنان در توسعه مستقیما ٌ با هدف توسعه اجتماعی محسوب می شوند.

زنان دارای نقشهای مضاعفی هستند و نسبت به مردان هم گسترده تر است و هم ظریف تر وحیاتی ترزنان هم نقشهای انتسابی را درقالب استحکام خانواده ایفا می کنند و هم  نقشهای اکتسابی را در قالب حضور در عرصه های مختلف جامعه.

مشارکت اجتماعی زنان توسعه اجتماعی، هم هدف است هم وسیله و مشارکت، حق شخصی است که باید برای همه فراهم شود و ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی، برابری، و بهبود کیفیت زندگی است، تا زمانی که همه افراد جامعه، فرصت واقعی برای مشارکت در توسعه اجتماعی کشور و جهان شان نداشته باشند، عدالت اجتماعی نمی تواند برآورده شود.

مشارکت اجتماعی زنان از نظر اسلام

برخی از مخالفان اسلام می پندارند که اسلام، زن را انسان کامل نمیداند؛ بلکه اورا طفیلی مرد میداند که تنها  برای فراهم آوردن آسایش و راحتی مرد خلق شده است و از عقل کامل نیز برخوردار نیست.

    ولی این ادعا به هیچ صورت دقیق و صحیح نیست زیرا اگر سیرت پیغمبر اسلام را در برابر زنان مطالعه نمایم در میابیم که چنین مشکلی در اسلام وجود ندارد. چنانچه زنان در بیعت، هجرت، تبلیغ دین، و حتی در جنگ ها علیه کفار با پیامبر اکرم (ص) یا همراه بودند و یا بااجازه آن حضرت سهم می گرفتند.

      خداوند به رسول الله (ص) دستور داده  تا در مسایل اجتماعی، سیاسی، و آنچه مربوط به جریانهای زندگی است، با مسلمانان مشورت کند. آهمیت این مشوره در زدودن مشکلات سیاسی و اجتماعی، بیشتر جلوه گرمی شود. روشن است که در بسیاری از مواقع پیغمبر (ص) نظر مشورتی افراد را می پذیرفت و آن را از سرعلم، اطلاع، دقت، و زیرکی اظهار می کرد. پس آنکه طرف مشورت قرار می گرفت شخصی می بود هوشمند و آگاه از مسایل اجتماعی.

    رسول الله (ص) پس از صلح حدیبیه با ام سلمه (رض) همسرخویش به مشوره نشست وبا توجه به نظر او گروهی را گشود. پس دانسته می شودکه حضرت بدون فرق مشورت را با مرد و زن انجام می داد.

در دفاع از حق و مبارزه با باطل که خداوند(ج) برهرزن و مرد مسلمان واجب گردانیده است؛ و با مراجعه به تاریخ اسلام در میابیم که زنان مسلمان همچون بسیاری از مردان از حق دفاع کرده اندو سکوت ننموده اند.

بابررسی تاریخ صدراسلام، درمیابیم که در جامعه زنان همیشه حضور سیاسی و اجتماعی داشته و هیچگاه پیامبر اکرم (ص) ویا دیگر مسلمانان، نه تنها آنان را از انجام این امور بازنمی داشتند بلکه تأیید هم می کردند. پس می توانیم بگوییم که اسلام منحیث یگانه دین، همیشه به حقوق اجتماعی زنان احترام گذاشته است.

انواع حقوق اجتماعی زنان

اوضاع جامعه بشری درگذشته و حال نشان می دهد که بسیاری از زنان جایگاه دینی و اسلامی خویش را رها کرده و درمسیری که جز انحطاط و سقوط ارزشها نیست، قرار گرفته اند. اگر زن در جایگاه اصلی خویش قرار گیرد و مرد با حفظ احترام و موقعیت زن بزرگ شمردن مسئولیت او، به وظیفه انسانی خود در قبال زن عمل کند، این همه و فساد اجتماع بشری راه نمی یابد. علاوه بر این با انجام رسائیدن مسئولیت و تکلیف انسانی خود در صف اول خدمت گذاران به اجتماع قرار گرفته و زمینه به وجود آمدن جامعه صالح را فراهم می کند.

زن اگر جایگاه انسانی خود را حفظ کند وظیفه مردان جامعه ونظام در برابر او بسیار سنگین است. او مسئولیت عظیمی را به عهده دارد و نقش بسیار پر اهمیتی را درقبال اجتماع دارا می باشد او این امر، ایجاب می کند که اختیارات کافی در اختیار او گذاشته شود.

از همین سبب است که دین اسلام حقوق اجتماعی مختلفی را برای زنان قابل شده است، تا زنان هم بتوانند مانند مردان در اجتماع همیشه فعال باشند. از جمله حقوق اجتماعی زنان دراسلام می توانیم از حق تعلیم و تربیه، حق فرهنگی وحق اقتصادی زنان نام ببریم. در اینجا طی دو مبحث: یعنی در مبحث اول حق تعلیم و تربیه در مبحث دوم حقوق اقتصادی زنان را مورد ارزیابی قرار میدهیم.

حق تعلیم و تربیت 

آموختن علم، انسان را قادر می سازد تا خویشتن و ماحولش را درک نموده خالق کون و مکان را بشناسد. و از اوامر و نواهی او اطلاع حاصل نموده آنچه را امر نموده انجام و آنچه را منع نموده از ارتکابش اجتناب ورزد. همچنین، انسان باید اعمال روزمره اش را به صورت احسن انجام بدهد، این کارزمانی به دست آمده می تواند که انسان تعلیم و تربیه کامل دیده باشد و با زیور علم آراسته باشد.

       درسازندگی، پیشرفت و پایه گذاری شالوده تمدن بشری نقش تعلیم و تربیت آن چنان بدیهی و روشن است که هیچ حاجت به بیان نمی باشد، چون همه می دانند که درخت سرسبز و باشکوه مدنیت و پیشرفت ریشه اش در زمین تعلیم و تربیت است و از همانجاتغذیه می شود. در اینجا، حق تعلیم و تربیت را از سه دیدگاه در مقایسه هم به ترتیب مورد بررسی قرار می دهیم : از نظر قوانین افغانستان و از نظرقوانین بین المللی.

الف. از نظر اسلام

در دوران اسلام با تجاربی که از قبل وجود داشت و تاکید دین مقدس اسلام به تعلیم و تربیه سبب شده پیشرفت های خوبی را به وجود آورد. دردین اسلام زنان نیز در قسمت حق تعلیم و تربیه با مردان یکسان و دارای حقوق مساوی هستند.

چنانچه دین اسلام به زنان حق ارشاد و آزادی و آموزش داده است و براین اصل تاکید بسیار نموده و دراین مورد میان زن و مرد برابری قایل شده است. احکام شریعت اسلام برای مرد  و زن حق مساویانه تعلیم و تربیه را داده است و قرآن شریف نیز بر مامسلمین در مورد فراگیری امور دینی و تعلیمی به یک نظر نگریسته زیرا در مورد ارتکاب اعمال نیک و بد مرد و زن پاداش مساوی را نصیب می گرداند.

چنانچه در سوره زلزال خداوند متعال می فرماید: ترجمه (کسی که به اندازه یک مثقال نیکی نماید جزای آن را می بیند و هرگاه کسی به اندازه یک مثقال بدی کند مجازات آن را می بیند).

طوریکه که نص صریح قرآنی ارشاد فرموده این حکم عام بوده بالای مرد و زن یکسان تطبیق می گردد. به خاطر دانستن اعمال نیک و بد، جایز و ناجایز، روا و مباح لازم است تا شخص به آن علم پیدا نماید که جز از این طریق تعلیم و آموزش امکان پذیر نمی باشد.

همچنان، حدیث شریف است که: ترجمه ( فراگرفتن علم برای زن و مرد مسلمان فرض است). این خود ثابت کننده ادعای ما است که برای فراگیری تعلیم و تربیه و همچنین، علم و دانش خداوند تعالی، برای زن و مرد یکسان حق اعطا نموده است. آموزش کتاب، قرائت، آداب، و سنن در اسلام تنها به مردان اختصاص ندارد بلکه زنان حتی در خانه های خویش آموزش می دیدند.

اسلام، در تعلیم نه تنها تفاوتی میان مردان وزنان قائل نشده است بلکه گاهی برای آموزش زنان اهتمام بیشتری نیز قایل شده است. د ر حدیثی از پیغمبر اکرام (ص ) آمده است: " هرکسی که سه دختر یا سه خواهر داشته باشد و آنان را تعلیم دهد و ادب بیاموزد و در آنان رضای خداوند تعالی را درنظر داشته باشد بهشت بر او واجب می گردد.

ب. از نظر قوانین افغانستان

در افغانستان زنان جهت کسب علم و دانش مشکل قانونی ندارند. و از آوانی که قوانین در افغانستان مدون شده اشت کسب تعلیم و تربیه و همچنین، کسب علم و دانش طبق احکام دین اسلام فرض گردانیده شده است. ولی علملاً زنان به مشکلاتی روبرو هستند که ناشی از عنعنات غیر پسندیده می شود و زنان را مجبور به عدم استفاده از این حق اسلامی و قانونی شان نموده است.

در قانون اساسی جدید افغانستان این حق برای زن و مرد یکسان داده شده است و در مواد 43 و44 آن از حق تعلیم و تربیه تمام اتباع افغانستان بدون در نظر داشت جنسیت حمایت صورت گرفته است. در ماده 43 قانون اساسی افغانستان چنین تذکر به عمل آمده است: تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است، که تا درجه لیسانس در موسسات تعلیمی دولتی به صورت رایگان از طرف دولت تامین می گردد.

همچنین، ماده 44 قانون اساسی افغانستان از حق تعلیم و تربیه و آموزش زنان مشخصاً حمایت به عمل آورده است: << دولت مکلف است، به منظور ایجاد توازن و انکشاف تعلیم برای زنان، بهبود تعلیم  کوچیان و امحای بی سوادی در کشور پروگرام های موثر طرح و تطبیق نماید>>.

در جامعه افغانستان تقریبا ً 90 فیصد مردم افغانستان در بی سوادی به سرمی برند، و فیصدی زیادی از این بی سوادان را بدبختانه زنان تشکیل می دهد. که نجات زنان از این بدبختی نه تنها از جمله وظایف مهم دولت است، بلکه برای زنان باسواد و آگاه افغانستان نیز ضرور است که دراین پروسه سهیم شده خواهران خود را کمک همه جانبه نمایند.